كبوتر سفيدي در آسمان بال ميگشايد
او بر فراز جنگل پرواز ميكند، تا شاخههايي براي ساختن لاله خود برچيند.
ناگهان برگهاي نقرهفام زيتون نگاه او را بر خود ميدوزد.
كبوتر سفيد شاخهي صلح و دوستي را از شجره طيبه برميچيند تا شايد لانهاش بوي بهشتي برگيرد.
لانه پرنده كامل شده اما شاخهاي اضافي مانده است، كبوتر نيت آسماني كرده و شاخه را رها ميكند، قطرات باران به استقبال ميآيند و شاخه را غرق در طراوت و نشاط زندگي ميكنند،
شاخه زيتون به مانند تيري در قلب خاك تيره فرو ميرود، آوندهاي ريشه تشنه آب و املاحاند، ريشه گسترش مييابد تا شيره خام را در رگهاي آوندها به حركت درآورد به دنبال برگهاي سبز ميگردد تا به شيره پرورده تبديل كند و خون تازهاي در وجود درخت به حركت درآورد.
اكنون زماني گذشته است شاخه كوچك برگدار به نهالي نوپا و كمكم به درخت تنومندي مبدل شده است.
اكنون زمان آن رسيده تا دوران 5-6 ساله نونهالي را پشت سر گذاشته و علائم بلوغ را از خود نشان دهد. به جوان چارشانهاي تبديل شده و شكوفههاي سفيد، شاخساره سبز را زيباتر نموده است.
باغبان پير ترانه زيتون بر لب زير درختان مشغول بكار است. او ميداند تغذيه مناسب، آبياري به موقع، حذف شاخه و برگ اضافي و رها نكردن سنگر مبارزه با پروانهها، مگسها و شپشكها، سبدهاي منتظر او را پر از محصول خواهد كرد.
عرق او مانند قطرات قطره چكانهاي آبياري تحت فشار پاي درختان نثار ميگردد.
خودنمايي شكوفههاي سفيد بيش از 20 روز طول نميكشد حال نوبت آن است كه يكي از عجايب خلقت محقق گردد، گرده در كنار تخمك تولد زيتون را گواهي ميدهد.
جنين زيتون مانند فرزند انساني پا به عرصه وجود گذاشته است. در آغوش باغبان پير پرورانده ميشود تا باغ زيتون به اوج عظمت و زيبايي خود برسد. شاخههاي زيتون سنگينتر شدهاند، اما مغرور نيستند. درختان به خاطر تلاش باغبان پير به احترام او سر خم كردهاند.
در روزهاي بعد باغ شلوغتر ميشود انگار اينجا شهر فرنگ است. چرا كه دانهها زيتون از همه رنگند سبز، زرد، ارغواني، سياه همه خانواده در تكاپو هستند، توري ها پاي درختان پهن شده و سبدهاي حمل ميوهها آمادهاند، دانههاي زيتون با نوازش شانههاي دستگاه برداشت چيده ميشوند،
آن طرف پدربزرگ و مادربزرگ كه حوصله دستگاههاي جديد را ندارند، با چوبدستي خود به جان درختان افتادهاند و انگار درختان را ادب ميكنند. اما عيبي ندارد چوب خوردن از دست بزرگان خود نعمتي است.
باغبان طوري به دانههاي زيتون نگاه ميكند كه انگار به مرواريد دريا دل زده است، همچنان كه سبدها را پر ميكند، دانهها را ميبويد و خداوند را شكر مينمايد. در اين موقع حسين آقا از راه ميرسد ماشيناش را لبريز از سبدها ميكند كه از دانههاي سبز پر شدهاند.مهندس مهدی مسچی-دفتر طرح زیتون